على محمدى
321
شرح اصول استنباط ( فارسى )
متكلم در مقام بيان تمام المراد است به يقين عمل مىكنيم و گاهى يقين داريم كه در مقام بيان تمام مراد نيست باز به يقين عمل مىكنيم و در صورت اول به اطلاق تمسك كرده و در ثانى حق نداريم ولى گاهى شك مىكنيم كه آيا متكلم در مقام بيان تمام مراد برآمده يا خير . سئوال اينست كه آيا عند الشك يك اصل عقلائى يا يك قاعدهء عقلائيه يا شرعيه وجود دارد كه به آن مراجعه نموده و وضعيت را روشن سازيم يا خير ؟ مسئله مورد اختلاف است : قد يقال به اينكه اغلب موارد استعمال مطلقات اينست كه در مقام بيان هستند و لذا عند الشك هم حمل بر همين مىشود به حكم اينكه الظن يلحق الشيئى بالاعم الاغلب و بقول مرحوم شيخ انصارى در مطارح ليس بذلك البعيد فتأمل شايد اشاره به عدم اعتبار قانون غلبه باشد . ولى جناب مصنف مىفرمايد : حق اينست كه ما در اينجا يك اصل عقلائى داريم و از آن استفاده مىكنيم و آن اصالة البيان است يعنى اصل اينست كه متكلم در مقام بيان مراد است نه در مقام اهمال و اجمالگوئى و نه در مقام اصل تشريع و . . . و دليل مطلب سيرهء عقلاء است . بيان ذلك : عادت عقلاء عالم و اهل لسان و بويژه فرمانروايان و پيامرسانان و مبلغين احكام شريعت يا مولاى عرفى براينست كه بىپرده مراد خويش را بيان مىكنند تا مخاطبين بتوانند عمل كنند و اغراء به جهل نشود و اگر احدى از عقلاء عالم از كلامش غير از اين معنا را اراده كرده باشد معمولا يا به قرينهء حاليه و مقاليه و مقاميه و . . . اكتفا مىكند و يا اگر هيچكدام نباشد حتما مراد خويش را بيان مىنمايد . حال اين بود سيرهء عقلاء و فرض اينست كه از سوى شرع مقدس ردعى